Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون

دعوت شدگان

 

دعـــوت شدگان حــــــــــــق

 

نان حیات

 مردم به عیسی گفتند : چه معجزه ای نشان می دهی تا بتو ایمان بیاوریم؟ چه می کنی؟ پدران ما دربیابان نان من را خوردند و چنانکه نوشته شده است" او از آسمان به آنها نان داد تا بخورند" عیسی به آنها گفت " یقین بدانید آن موسی نبود که از آسمان بشما نان داد بلکه پدر من نان حقیقی را از آسمان به شما عطا میکند زیرا نان خدا آن است که از آسمان نازل شده به جهان حیات می بخشد"  به او گفتند : ای آقا همیشه این نان را بما بده . عیسی به آنها گفت " من نان حیات هستم هرکه نزد من بیاید هرگز گرسنه نخواهد شد و هر که به من ایمان بیاورد تشنه نخواهد گردید" (یوحنا30:6-35)

عیسی گفت : :همه کسانیکه پدر بمن بخشیده بسوی من خواهند آمد و کسی را که پیش من   می آید هرگز بیرون نخواهم کرد"   (یوحنا37:6)

 

آب حیات

 "ای تمام تشنگان نزد آبها بیایید و همه شما که پول ندارید بخرید و بخورید. بیایید نوشابه و شیر را بدون قیمت بخرید. چرا پول را برای آنچه نان نیست وزحمت خویشرا برای آنچه سیر نمی کند صرف می کنید؟ گوش داده از من بشنوید و چیزهای نیکو را بخورید تا جان شما از فربهی شاد شود"

این را خدای متعال بوسیله اشعیاء نبی فرمود. (اشعیاء 1:55-2)

عیسی وقتی در شهر سوخار به زنیکه برای کشیدن آب سرچاه آمده بود اینطور گفت: "هر که از این آب بنوشد باز تشنه خواهد شد اما هرکسی از آبی که من می بخشم بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد زیرا آن آبی که من به او میدهم در درون او به چشمه ای تبدیل خواهد شد که تا حیات ابدی خواهد جوشید" (یوحنا13:4-14)

عیسی ایستاد و با صدای بلند گفت: " اگر کسی تشنه است پیش من بیاید و بنوشد. چنانکه کلام خدا می فرماید: نهرهای آب زنده از درون آن کسیکه بمن ایمان بیاورد جاری خواهد گشت." (یوحنا37:7-38)

 

لباس دعوت

 عیسی برای مردم مثالی آورده گفت: "دولت آسمانی مانند پادشاهی است که برای عروسی پسر خود جشنی ترتیب داد.......هنگامیکه شاه داخل شد تا مهمانان را ببیند مردی را دید که لباس عروسی بر تن نداشت. پادشاه از او پرسید: ای دوست چطور بدون لباس عروسی به اینجا آمدی؟ او خاموش ماند، پس پادشاه به ملازمان خود گفت: دست و پای او را ببندید و او را به بیرون بیاندازید در جای که گریه و دندان بر دندان سائیدن وجود دارد.     (متی1:22-2 11-12)

عیسی مثل دیگری آورد. در این مثل پسر گمشده به پدر خود گفت: پدر من نسبت به خدا و نسبت بتو گناه گرده ام دیگر لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم، اما پدر به نوگران خود گفت: زود بروید بهترین چپن را بیاورید و به او بپوشانیدو انگشتری به انگشتش و بوت به پاهایش کنید. گوساله چاق را بیاورید و حلال کنید تا مجلس جشنی بر پا کنیم چون این پسر من مرده بود زنده شده و گم شده بود پیدا شده است. باین ترتیب جشن و سرور شروع شد. (لوقا21:10-24)

در خداوند خوشی بسیار میکنم و جان من در محبت خدای خود شادمانی بنماید زیرا که مرا لباس نجات پوشانیده و چپن عدالت را بجانم کرده است. (اشعیاء10:61)

 

دولت آسمانــی و دعــــــــوت روحـــــانی

 یوحنای رسول نوشت: آنگاه صدای گروه زیادی وصدای آبهای بسیاری و غرش شدید رعد بود و می گفت: "خدا را شکرخداوند خدای ما که قادر مطلق است سلطنت میکند. خوشی و وجد کنیم و جلال او را ستایش کنیم زیرا زمان جشن عروسی بره رسیده است. عروس او خود را آماده ساخته است و لباس سفید، نفیس، پاک و زیبا را پوشیده است." (مقصود از لباس اعمال نیک مقدسین است.) سپس فرشته بمن گفت: " این را بنویس خوشا به حال کسانیکه به جشن عروسی بره دعوت می شوند. او همچنین بمن گفت: اینها کلام حقیقی خدا است. (مکاشفه 6:19-9)

عیسی مثلی آورده گفت: مردی مهمانی شام بزرگی ترتیب داد وعده زیادی را دعوت کرد. در وقت شام غلام خود را با پیغامی پیش مهمانان فرستاد که حالا بیایید همه چیز حاضر است . اما همه شروع به عذر آوردن کردند.

اولی گفت : من قطعه زمینی خریده ام و باید بروم آنرا ببینم. لطفا عذر مرا بپذیر. دومی گفت: من پنج جفت گاو خریده ام و حالا می روم آنها را امتحان کنم. لطفا مرا معذور بدار. نفر بعدی گفت: من تازه عروسی کرده ام و به این سبب نمی توانم بیایم. وقتی آن غلام برگشت و موضوع را به اطلاع ارباب خود سانید ارباب عصبانی شد و به او گفت: زود به کوچه های شهر برو و بینوایان و لنگان و کوران و شلان را پیش من بیاور. و بعدا غلام گفت: ارباب امر تو اطاعت شد و هنوز هم جا است. ارباب جواب داد: به سرکها و کوچه باغها برو با اصرار همه را دعوت کن که بیایند تا خانه من پر شود. بدانید که هیچ یک از آن کسانیکه دعوت کرده بودم مزه این شام را نخواهد چشید.

(لوقا16:14-24)

 

همه دعوت شـــــــــــده اند

 عیسی گفت: ای تمامی زحمتکشان و گرانباران نزد من بیایید و من به شما آرامی خواهم داد. یوغ مرا بگردن گیرید و از من تعلیم بیابید، زیرا من نرم دل و بی کبر هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت، زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است.   (متی28:11-30)  

او همچنین گفت: من پشت در ایستاده ام در را می کوبم اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند داخل می شوم و با او نان خواهم خورد و او نیز با من. (مکاشفه20:3)

 
Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون
Copyright [2004-2006] [Christ for Iran]. All rights reserved