Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون

قضاوت

 

قضاوت ، محکوم کردن ، محکوم شدن

 

" این آدم خجالت نمی کشه با این اخلاق و رفتاری که داره اسم خودشو مسیحی گذاشته، کلیسا میاد و کلی هم ادعای ایمان داره!..."

"هیچ میدونی فلانی چیکار کرده؟…حالا کلیسا میاد و ایماندار هم هست."…." اه بابا … ایماندار و این حرفا چیه … همش ادعاست … داریم می بینیم دیگه … هر کاری دلشون می خواد می کنن ، اسمشونم میذارن ایماندار.

حکم مکنید تا بر شما حکم مشود

متی 1:7

چرا باید دیگران را بخاطر ضعف ها و اشتباهاتشان محکوم کنم. مگر در رومیان 10:3 نمیخوانم " چنانکه مکتوب است که کسی عادل نیست ، یکی هم نی." بنابراین این کسی شامل من ( من نوعی ) نیز می شود.اگر به کتاب مقدس به عنوان کلام خدا ایمان دارم و آنرا می پذیرم ، پس باید آنرا برای خود هم بپذیرم. نه فقط آن را وسیله ای برای محکوم کردن و ایراد گرفتن از دیگران بسازم. اگر می بینم که دیگران کامل نیستند و ضعف دارند هر چند آن را بپذیرند یا نه، باید بپذیرم که خودم هم بی عیب و نقص و بره کامل خدا نیستم و مسلما خیلی ضعف ها دارم که از آن ها آگاه نیستم و ممکن است دیگری آن ها را در من یافته باشد.حالا آیا این را می پذیرم که او بخاطر ضعف هایی که از من دیده بر من حکم کرده قضاوت کند!؟ مسلما نه. هیچکس دوست ندارد دیگران او را بد بدانند.همه خود را خوب می دانند و یا ضعف های خود را ندیده و نمی پذیرند یا همیشه توجیهی برای اشتباهاتشان در آستین دارند. مگر آلکاپن حاضر بود اشتباهاتش را بپذیرد؟ فکر می کنید در نهایت تمام اعمالی که داشت اعتقادش چه بود؟ این بود سخنی که می گفت:

" من بهترین سالهای عمر عزیز را صرف مسرور کردن و مشغول ساختن مردمان کردم . پاداش من در این خدمات چه بود؟دشنام و فشار و سختی."

وقتی آلکاپن چنین عقیده ای داشته باشد ، من دیگر چه انتظاری باید داشته باشم که اشخاص دیگر اشتباهاتشان را بپذیرند و در صدد توجیه خود نباشند. و صد البته خودم که همیشه ضعف ها و عیب های دیگران را به خوبی می بینم ، مسلما خودم را شاهکار خلقت و یک قدیس خواهم دانست. چون این خصلت آدمی است . هیچ وقت خطایای خود را نمی بیند و نمی پذیرد اما برای دیگران نقش یک دادستان یا قاضی را در مقابل محکوم بازی می کند. تن می گوید:" اکثر مردم به اعمالی می بالند که وجود آن را در دیگران نکوهش می کنند." پس هر وقت خواستم کسی را قضاوت و محکوم کنم ، بخاطر اعمالی که انجام داده ( حالا اگر مطمئن باشم آن را انجام داده!) این جمله را از ذوالفنون بخاطر بیاورم که " کسی که نظر عیب جویی به مردم کند، کور عیب خود است." این هنر نیست که من ضعف های دیگران را کشف کنم ، شاهکار می کنم اگر چشمم را به حقایق وجودی خودم با تمام کمبودها و اشتباهاتم باز کرده آن ها را بپذیرم و در صدد رفع آن ها باشم. خدا را شکر که مرا مسئول قضاوت کردن دیگران نکرده ( امثال 33:16  لیکن تمامی حکم از آن خداوند است.) اگر می توانستم این وظیفه را به من می سپرد ولی هیچ کس جز خدا شایسته نیست. چه کسی حاضر شد اولین اولین سنگ را به سوی زن بدکاره بیندازد؟ هیچکدام. پس وقتی آن ها که فریسی بودند- بطوریکه من ( من نوعی ) با گفتن اسم فریسی احساس می کنم از یک عده گناهکار و دورو اسم می برم- حاضر نشدند آن زن را محکوم و مجازات کنند، من که خود را بالاتر از آن ها می دانم و خود را یک ایماندار ( ایمان به فیض و محبت و رحمت خدا و نجات ) می دانم ، چگونه با قضاوت ها و عقایدم در حال سنگباران کردن دیگر ایمانداران هستم. من مسئول قضاوت دیگران نیستم. قرار نیست من برای کسی حکم صادر کنم. همانطوری که هیچ کس دیگری را اجازه نمی دهم مرا حکم کند. چون در این صورت چه بسا تا به حال هزاران بار حکم اعدامم صادر می شد در حالی که خود را پاک و بی گناه می دانم و خود هم حکم اعدام دیگرانی را صادر می کردم ( اگر مسئول بودم ) که آن ها هم هر کدام خود را یک قدیس می دیدند."چونست که خس را در چشم برادر خود می بینی وچوبی که در چشم خود داری نمی یابی. یا چگونه به برادر خود می گویی اجازه ده تا خس را از چشمت بیرون کنم و اینک چوب در چشم توست.ای ریاکار اول چوب را از چشم خود بیرون کن،آنگاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی. متی 7: 3–6 "

هیچ کس کامل و خوب نیست ، با وجود این همه خود را خوب می بینند و دیگری را بد. از دیگران چه انتظاری دارم! آنی باشند که خودم نیستم؟ خیلی راست می گویم .. خب ... باشد .... در صدد اصلاح خود باشم. ایراد گرفتن از دیگران آسان است. چرا باید در کلیسا از دیگران برای خود بت بسازم تا وقتی کوچکترین ضعفی از بتی که برای خود ساخته ام دیدم، به کل عمارت و ساختمان و پیکره ایمان و یا ایمان آن اشخاص شک کنم. اینجا اشکال از تفکر من است، نه آن شخص. کلام صراحتا می گوید هیچکس کامل و بی عیب نیست و با اعمالمان قدوس و عادل شمرده نمی شویم، بلکه با فیض مسیح. چگونه به خود اجازه می دهم به فیض مسیح که با قربانی خود و ریختن خونش برای آن ها و به همان اندازه برای من ( بی هیچ تبعیضی ) مهیا دیده، شک کنم و آن ها را بر حسب اعمالشان بسنجم. اگر مسیح هم مثل ما قضاوت می کرد، هیچ بخشش و فیضی در کار نبود. تنها اوست که می تواند سنگ را پرتاب کند و نمی کند، بلکه به ما مهلت می دهد و می بخشد. در حالیکه ما خود سنگ را گرفته ، بی رحمانه بر سر و روی یکدیگر می کوبیم. هیچ کس جز مسیح ، خداوند و کامل و عادل نیست. تنها مسیح عاری از گناه و اشتباه است. کشیش ها ، مشایخ ، معلمین ، مسئولین ، ایمانداران و ... هیچکدام بی عیب و نقص نیستند. چون هیچکدام خدا نیستند. پس اگر من از آن ها برای خود یک خدا می سازم و بعد با کوچکترین مسئله ای آن ها را زیر سئوال می برم، این مشکل من است که تفکر درستی ندارم. دیگران را با منطق خودم می سنجم و قضاوت می کنم. در حالیکه از درون آن ها آگاه نیستم. آن ها را به اعمالشان یا متاسفانه گاهی از روی شایعات و یک سری حرف های خاله زنکی قضاوت می کنم، در حالیکه در بطن قضایا و حقیقت نهفته در آن نیستم.هیچوقت نمی توانیم مطمئن باشیم آنچه را می دانیم حقیقت محض است( جز آنچه کلام خداست). همیشه در پشت یک حقیقت حقایق عمیق تری نهفته اند که کار قضاوت را سخت می کنند. من از ظاهر قضاوت می کنم چون باطن را نمی بینم. کیست که بتواند ادعا کند می تواند باطن اشخاص را بخواند، انگیزه هایشان را بداند و احساساتشان را بفهمد؟ کدامیک از ما می توانیم ادعا کنیم دانای مطلق هستیم و آگاه بر همه چیز؟ آیا ما همیشه و در همه جا حاضریم تا از همه چیز آگاه باشیم؟ پس وقتی تنها دارائیمان یک منطق ضعیف انسانی است چگونه به خود حق می دهیم با آن عالم و آدم را به محاکمه بکشانیم! چارلز اسپنسر چاپلین می گوید:" آدم همیشه نمی تواند از رهگذر عقل به منطق راه یابد." حقیقت در مورد ماهیت اعمال اشخاص چیست ؟ هیچ کس جز خدا نمی داند و بهمین علت تنها اوست که می تواند انسانها را قضاوت کرده عادلانه ترین حکم را در مورد آن ها صادر کند. نه من انسان با منطقی که پر از ضد و نقیض است. ممکن است امروز موضوعی را تائید کنم و بلافاصله عکس آن را ببینم و احیانا متوجه شوم که عکس قضیه هم مثل خود قضیه صحت دارد. منطق امروز من ممکن است فردا با یک اشاره انگشت زیر و رو شود.

هرگز فراموش نکنم که ایماندار محض اعمالش پاک و عادل و قدوس شمرده نشده بلکه ایمان به محبت و فیض بی کران مسیح باعث شده خطایای هر روزه او با خون پاک مسیح شسته شده و در حضور خدا عادل شمرده شود.ایماندار یک انسان است همانند تمام انسان ها با ضعف ها و اشتباهاتشان که توسط خون مسیح هر روزه شسته می شوند و سعی در رفع آن ها دارد.اما این که در این مورد تا چه حد سعی را می کند و تا چه حد موفق است ، هیچکس جز خدا مسئول قضاوت او نیست.این یک رابطه شخصی بین او و خداست و اگر من در این میان حکمی کنم خدا را از خود خشمگین خواهم ساخت. همانگونه که گفته حکم مکنید تا بر شما حکم مشود. خدا ازحقیقت همه چیز مطلع است و تنها اوست که این حق را دارد تا کسی را محکوم کند. اما فیض بی کران خدا آماده است برای هر کسی که آن را بپذیرد تا درهای رحمت آسمانی گشوده شده، گناهانش با خون مسیح شسته و وجودش با محبت عظیم وی لبریز شده، ملائک در آسمان به شادی بپردازند. و کلیسا مقدس و جدا شده از دنیاست بخاطر روح ساکن در آن که از آن خداست ، روح محبت ، بخشش ، سخاوت و بزرگواری. هر کس جوابگوی اعمال خود خواهد بود و هیچکس از داوری خدا نمی تواند بگریزد، پارتی بازی هم در آنجا راه ندارد. تنها خدا عادل و قدوس است. پس به عنوان یک ایماندار تمام سعی من باید این باشد که خطایای خود را در دعا با کمک خدا یافته و با کمک روح او سعی در درمان آنها داشته باشم و برای سایر خواهران و برادرانم با محبت و غیرت در دعا باشم، نه در گله و شکایت و قضاوت. خدا همه ما را به یک میزان دوست دارد و همه ما برای او ارزش داریم. خدا برای تک تک ما غیرت دارد و از کسیکه بخواهد دیگری را حکم کرده آبرویش را ببرد عصبانی می شود.

حال که به پایان این مقاله رسیده ام شاید به یاد چند خواهر و برادر ایماندار افتاده آرزو کنم که کاش آن ها هم این مطلب را می خواندند تا بلکه خود را اصلاح کنند. اگر واقعا پس از این همه گفت و گو من چنین فکری در سر داشته باشم بسیار جای تاسف برایم است،  چون من هنوز در حال قضاوت و محکوم کردن دیگران هستم حتی در جایی که روی سخن با خود من است، باز دیگری را محکوم می کنم و خود را بری از اشتباه می بینم. انسان از شروع تاریخ از باغ عدن دیگری را محکوم می کرد و خود را بی گناه می دانست. دیگران هر اشتباهی که بکنند من به شخصه باید بکوشم تا خود را شبیه مسیح بسازم. از همه نظر حتی فروتنی و بخشش و خود بزرگ بین نباشم. بدانم که خدا که قدوس مطلق است مرا با تمام اشتباهاتم دوست دارد و پذیرفته و محبت می کند و دیگران را هم همینطور. پس چه بیشتر من که خود کامل نیستم موظفم آن ها را با وجود اشتباهاتشان بپذیرم و محبت کنم و قضاوت نکرده ، آنها را به محاکمه ای که لیاقت داوری در آن را ندارم نکشانم.

 

بقلم لیژیا

 
Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون
Copyright [2004-2006] [Christ for Iran]. All rights reserved