Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون

حقیقت چیست؟

 

 

حقیقت (راستی) چیست؟ یوحنا18: 38

 

هرقدر وقت ظهور ثانوی مسیح نزدیکتر میشود، شیطان که میبیند وقتش کم مانده، بر شدت حملات خود بر بنیاد ایمان راستین یعنی " ایمان گرانبها" (دوم پطرس1:1) " ایمان مقدس (یهودا20) می افزاید و سخت میکوشد عده بیشتری را بهمراه خود راهی جهنم سوزان (مکاشفه20: 14) نماید. بنابراین بر ما است که در اطاعت ایمان (رومیان1: 5) صابت قدم بمانیم، به کتاب مقدس پناه ببریم، در آن حقیقت را دریابیم و از او که میفرماید: " من و راه و راستی و حیات هستم" (یوحنا14: 6) بخواهیم ما را از گناه عدم اطاعت کامل از او آزاد سازد (یوحنا8: 38) . آنوقت است که میتوانیم در محبت او، حقیقت را به کسانی که میپرسند حقیقت چیست بشناسیم. هرگز نباید در صدد دفاع از حقیقت برآئیم، زیرا بقول معروف " آفتاب آمد دلیل آفتاب"، خدا خود را در کتاب مقدس خود بر ما مکشوف فرموده است که در زیر نمونه ای از آن را می بینیم:

 

در متی عیسی مسیح درباره ظهور ثانوی خود با شاگردانش صحبت میکند و بعد از 6 روز به گفته خود جامعه عمل میپوشاند، گوشه ای از شکوه ملکوتش را برای آنان نمایان میسازد. شصت سال بعد، پطرس رسول که جلال و شکوه خدا را در مسیح دیده بود، برای تقویت ایمان ما این رویداد را شرح میدهد و از ما میخواهد که کتاب مقدس را به دقت مطالعه کنیم تا نور پر فروغ مسیح در قلب ما بدرخشد! چرا؟ تا در ایمان به او ثابت قدم بمانیم. زیرا ایامی خواهد آمد که میبنیم هم اکنون آمده که عده ای بسیار پیرو شیطان خواهند شد! مبادا ما هم به دام او گرفتار شویم. بنابراین وظیفه ما اینست که حقیقت را بوسیله کلام خدا در محبت با دوستان و آشنایان خود در میان بگذاریم تا اینکه بیاری خدا عده ای را " از آتش بیرون کشیده برهانیم" (یهودا23) فیض او همواره بهمراه هریک از ما باشد و بماند.

 

شش روز بعد، عیسی، پطرس و یعقوب و برادر او یوحنا را برداشت و برفراز تپه بلندی برد. در آنجا، ظاهر عیسی در مقابل چشمان ایشان دگرگون شد و چهراه اش چون خورشید درخشان گردید؛ و لباسش چنان سفید شد که چشم را خیره میکرد.

ناگاه موسی و الیاس نبی ظاهر شدند و با عیسی به گفتگو پرداختند. پطرس با مشاهده این صحنه، بی اختیار گفت: استاد چه خوب شد که ما اینجا هستیم. اگر اجازه بدهیدف سه سایبان بسازیم، یکی برای شما، یکی برای موسی، و یکی دیگر برای الیاس.

هنوز سخن پطرس تمام نشده بود که ابری درخشان بر ایشان سایه افکند و ندایی از آن در رسید که : اینست فرزند عزیز من که از او کاملا خشنودم. از او اطاعت کنید.

با شنیدن این ندا، شاگردان بر زمین افتاده از ترس لرزیدند. عیسی نزدیک شد و دست بر ایشان گذاشت و فرمود: برخیزید، نترسید!

هنگامی که آنان چشمان خود را گشودند، جز عیسی کسی را ندیدند.

وقتی بر آن کوه مقدس، جلال و شکوه خدای پدر از او میدرخشید من آنجا بودم. من آن صدا را شنیدم که از آسمان طنین افکند و گفت: این فرزند عزیز من است؛ از او بسیار خشنودم.

 
Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون
Copyright [2004-2006] [Christ for Iran]. All rights reserved