Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون

بازخواست

 

انسانها بخصوص زمانی که به میانسالی میرسند غالبا" به دنبال یکی از زندگی می باشند: عده ای فکر می کنند که چون زندگی کوتاه است و به پول معروف عمر روز است پس اشخاصی برخورد داشته اید، که انگار به هیچ چیزاهمیت نمیدهد جز خودشان و  باعث شادی همان بشود، و برخی نیز در نقطه مقابل، از زندگی ناامید شده و تازه متوجه میشوند که همه چیز پوچ است ، که شندی تا ابد برایشان می ماند، و نه غم ، نه تلاش بیش از حد در کار برایشان سودی دارد و ماندگار است و نه نقشه های بلند بالا برای آینده و دائما" افسوس جوانی از دست رفته خود را می خورند و میگویند که چیزی از عمرشان باقی نمانده و چه بشا که این مسئله به تدریج آنها را به افسردگی هم مبتلا بکند.

البته هر در این طرز فکر ها وجود دارتد و حتما" هم هر کدان دلائلی برای اتع کردن ما نیز می آورند ولی آنچه واقعی و خقیقی است این است که چه جزو گروه اول باشیم و به دنبال شادی دنیوی و چه جزو گروه دوم که دائما" در حال افسوس خوردن چشمان خود را خواهیم گشود، و باید جوابگوی او برابر زندگی که کرده ایم باشین، و سوال مهم این است که آیا در آم روز همه عمر را از دست خواهیم دید، و یا با سربلندی در حضور او هواهیم استاد.

خداوند به هر کدام از ما سهمی از استعداد ها و توانائیها و منابعی را داده که بتوانیم زندگی کرده و از را در زندگی خود بشناسیم ......... ولی اینکه هر کس چگونه از تمام این منابع استفاده  می کند چیزی است که بعدا" جوابگویش خواهد بود، مدتی پیش روانشناسی از سه هزار نفر همه پرسی را به عمل آورد و این سوال را از همه آنها نمود که : برای چه زندگی می کنید؟ نتیجه این همه پرسی ، شوکه کننده بود چون 94% مردم خیلی ساده جواب داده بودند که فعلا" زندگی می کنند تا ببینند چه خواهد شد، یا به عبارتی تا ببینیم چه پیش خواهد آمد. اکثر آنها می گفتند که منتظر یک تغییر در زندگییمان هستیم، مثل انتظار برای بزرگ شدن بچه ها، یا منتظراتمام تحصیلات و یا به سادگی هر چه تمامتر منتظر سال دیگر ، مدتی بعد .... به هر حال هر کسی به نحوی منتظر فردا بود، همه منتظر بودندبدون اینکه در نظر بگیرند که دیروز گذشته و فردا را شاید هیچوقت نبینند، پس آنچه در واقع نقد است امروز است .

زندگی بدون نفشه ها و اهداف خدا درست مثل دوختن با سوزنی بدون نخ و نوشتن باقلمی بودن جوهر است، همینگونه هم اگر بدون خدا زندگی کنیم تنها چیزی که برایمان خواهد  ماند پشیمانی است ، کلمه ای که همه می دانیم سودی ندارد.   می گویند پادشاهی خدمتگذاری داشت که حرفه اش معماری و ساختن بناهای بسیار پرشکوه بود، روزی پادشاه  نزد خود خوانده و به او گفت ، می خواهم خانه ای بسیار زیبا و مستحکم براین بسازی و برای ساختن آن هر چه مصالح و پول احتیاج داری در اختیارات خواهم گذاشت پس هیچ به فکر صرفه جویی نباش و تا جایی که میتوانی آنرا خوب درست کن، چون این هدیه ای خواهد بود برای کسی که نزد من بسیار عزیز و محترم است . معمار که فهمید این بنا برای خود پادشاه نیست و او آنرا هدیه خواهد داد، پیش خود تصور کرد که پس اگر این خانه خیلی خوب هم ساخته نشود پادشاه هیچگونه نخواهد فهمید، پس شروع کرده از خزانه پادشاه پول گرفته و مثلا" مشغول خریداری مصالح شد ولی در واقعیت پولها را در جیب می گذاشت و خرج خود میکرد و در عوض فقط سعی می کرد که خانه ای بظاهر بسیار زیبا ولی در باطن پوک و توخالی بسازد.

 

بالاخره روز موعود فرا رسید و پادشاه آمد تا از خانه دیدن کند، و وقتی آن بنای بظاهر زیبا را دید، معمار را تحسین زیادی کرده و به او گفت که آفرین خانه ای بسیار زیبا ساخته ای و این هم کلید آن ، چون این خانه را من بتو هدیه می دهم.

 

خانه ای که معمار بدون هیچ دلسوزی و احساس مسئولینی ساخته بود. عزیزان هر آنچه امروز ما انجام می دهیم مستقیما" فردای ما را تحت تاثیر قرار می دهد و روزی برای آن بازخواست خواهیم شد.

 

 

 

 
Home | مجله جوانان با مسیح | مقالات | موعظه | کتاب مقدس | اخبار | تلویزیون
Copyright [2004-2006] [Christ for Iran]. All rights reserved