|
در انجیل، در کارهای
رسولان 16: 29-30 می خوانیم که رئیس زندان بپای پولس و سیلاس افتاد و
با التماس پرسید:
چه کنم تا نجات بیابیم؟
امروز هم عده ای میپرسند
" چه کنیم تا نجات بیابیم؟" برای پاسخ به این سوال بسیار مهم و حیاتی
بنابر مطالب فصل سوم کتاب " از سرگردانی تا رستاگاری" ابتدا باید
بدانیم که نجات چیست! و برای درک کامل این بهتر است اول بدانیم نجات چه
نیست!
نجات چه نیست!
1-
نجات، اجرای مراسم مذهبی نیست!
هرچند اجرای مراسم مذهبی
با یک روح سالم و قلب پاک ارزش بسیار دارد ولی با مطالعه دقیق در زندگی
اشخاصی که این مراسم را مو به مو اجرا مینمایند مشاهده میشود که زندگی
آنان چندان فرقی با زندگی بی ایمانان ندارد و معمولا فاقد شادمانی
روحانی و توام با غرور مذهبی میباشد، و این امر موجب میشود که عده
بسیاری از مردم از مذهب گریزان شوند و بگویند مذهب چه فایده ای دارد؟
بنابراین هرچند اجرای مراسم مذهبی به خودی خود خوب میباشد ولی هرگز
موجب نجات کسی از گناه نمی گردد.
2-
نجات، داشتن اعتقادات صحیح درباره خدا،
راز آفرینش، دنیای آینده و کمال مطلاوب، نه تنها لازم و واجب است بلکه
دارادی اهمیت خاصی نیز میباشد. ولی عملا دیده میشود که با اینکه افراد
زیادی اعتقادات و کمال مطلوبهای خوبی دارند زندگیشان نشان میدهد که
این اعتقادات خود به خود شخص را از گناه نجات نمی بخشد.
3-
نجات، تنها رهایی از مجازات گناه نیست!
ما که متاسفانه همگی به
گناه آلوده هستیم میدانیم هر گناهی مستلزم مجازاتی است. بعضی فکر می
کنند که اگر بهر طریقی بتوانند از مجازات رهایی یابند در حقیقت نجات
یافته اند. ولی انجام این کار به معنی نجات نیست زیرا نجات کیفیتی است
عمیقتر و بسیار پر
معنی تر از رهایی از مجازات گناه.
4-
بسیاری از اشخاص دنبال این هستند که در
این دنیا هرکاری که دلشان میخواهد بکنند و پس از آن در آخرین نفس به
طریقی خود را به بهشت برسانند. ولی حقیقت این است که از بهشت کسانی لذت
میبرند که در این دنیا برای زندگی در بهشت آماده شده باشند. زیرا برای
یکنفر دروغگو، ریاکار، و یا بیرحم چه بدبختی و شرمساری از این بزرگتر
خواهد بود که در پیشگاه خدا حضور پیدا کند! یقینأ چنین آدمی ترجیح
میدهد در همانجایی که هست بماند و با آنانی که مثل خود او هستند معاشرت
نماید.
نجات چیست؟
بنا بر تعلیمات عیسی
مسیح در فصل سوم انجیل یوحنا، نجات عبارتست از داشتن تولد تازه. یعنی
همانگونه که طفلی وقتی قدم به دنیا میگذارد همه چیز برای او تازه است
بهمین نحو عبارت است از بدست آوردن حیات روحانی و اخلاقی تازه که در آن
حیات کهنه در پشت سرگذشته میشود و انسان دارای حیاتی میشود که در آن
همه چیز تازه است: تمایلات و اشتیاقهای تازه، افکار و هیجانهای تازه،
کمال مطلوبهای تازه، اعمال و صفات تازه، اخلاق و فضائل تازه. یعنی در
زندگی شخص یک تغییر و تحول عظیم و عمیقی رخ میدهد و او از تاریکی به
سوی نور، از سیاهی به سفیدی، از بی ثمری به خدمت و از اسارت به آزادی
روی می آورد. این تحول و تغییر بقدری مهم و حیاتی است که میخواهیم قدری
بیشتر پیرامون آن توضیح بدهیم:
1-
نجات، یک رویداد روحانی است!
این تجربه، یک تغییر
خارجی نیست بلکه یک تغییر و تحول قلبی و باطنی است که مفهوم آن
برقراری رابطه روحانی با خدا باشد بدینصورت که شخص بجای اینکه در نتیجه
گناه روز بروز از خدا دورتر شود، روز بروز به خدا نزدیکتر میگردد. بجای
اینکه شخص در صدد باشد خدا را کنار بگذارد، تمایل دارد که حضور او را
بطور واضحتر احساس نماید. بجای اینکه شخص نماز را برای رفع تکلیف
بخواند و با میل و رغبت و علاقه با خدا صحبت میکند و در حضورش وقت سپری
مینماید ( دعا) . زیرا مایل است که با خدا رابطه نزدیک داشته باشد. این
شخص سعی میکند مطابق میل خدا عمل کند و آنچه را که خدا دوست دارد او
نیز دوست بدارد و از آنچه خدا بیزار است دوری جوید زیرا به خدا کاملا
اعتماد و ایمان دارد. ضمنا این شخص مایل است که اراده خدا در تمام
جنبه های زندکی اش به انجام برسد. در درون کسی که نجات و تولد تازه
یافته است محبت تازه ای نسبت به خدا
پدید می آید که شخص را به جایی
میکشاند که مدام در فکر خدمت به خدا و پیشرفت ملکوت او باشد. شخص تولد
تازه یافته میداند که پس از مرگ به آسمان خواهد رفت پس با خوشحالی روزی
را در نظر دارد که برای همیشه با خدا بسر خواهد برد.
2-
نجات، یک رویداد اخلاقی است!
در اثر نجات و تولد تازه
نه تنها در درون انسان قلب تازه ای پدید میآید بلکه در حیات خارجی او
زندگی جدیدی آغاز میگردد. نه تنها شخص در مورد خدا نظر تازه ای پیدا
میکند بلکه نظر او درباره همنوعان خود هم عوض میشود. بجای اینکه شخص
خودخواه و دائم سرگرم و مشغول لذتهای خود و منافع خود و ترقی خود باشد،
افکار و تمایلات او توسعه یافته تا حدود زندگانی دیگران نیز میرسد و
میل پیدا میکند که آنان را خدمت و کمک نماید. او مایل است کسانی را که
درد و رنج هستند از دست غم برهاند و میخواهد در برداشتن بارهای دیگران
شرکت جوید و مایل است کسانی را که با خدا آشنا نیستند به سوی خدا هدایت
کند. همچنین در زندگی نوین، نظر نوینی در مورد گناه پیدا میشود. بجای
اینکه شخص به گناه تمایل داشته باشد نسبت به آن احساس تنفر میکند و
بجای اینکه تسلیم گناه شود با آن میجنگد. آدمی که قبلا اسیر گناه بود
اینک بر گناه ظفر یافته است. چنانکه دیدیم نجات صرفأ رهایی از خود
گناه. شخص نجات یافته از نفوذ قدرت گناه آزاد میشود، عادات دیرینه ترک
میگردد و عادات تازه جای آنها را میگیرد. تدریجأ آثار و علائم صفات و
خصائل تازه در شخص آشکار میگردد تا اینکه تمام حیات و زندگی وی در معرض
تحول و دگرگونی قرار میگیرد. بلی، نجات چنین است.
3-
نجات، حیات جاودانی است!
زندگی جدید غالبأ در
انجیل تحت عنوان " حیات جاودانی " ذکر میشود. از این عبارت بعضی چنین
میفهمند که حیات تازه عبارتست
از حیات بعد از مرگ و تعلق به دنیای
آینده دارد ولی این تعبیر بهیچوجه درست نیست! وای برحال ما اگر پیدا
کردن نجات برای ما به وقتی محول شود که از این جهان رخت بربندیم و یا
محول به روز رستاخیز شود! ما نیازمند چیزی هستیم که همین امروز آنرا در
اختیار داشته باشیم نه چیزی که شاید بعدا در دسترسمان قرار بگیرد . ما نقد میخواهیم نه
نسیه و خدا را شکر که می توانیم آن را نقد بدست آوریم. نجات چیزی است
که هرلحظه خواهان آن را باشیم و میتوانیم آنرا بدست آوریم.
تغییر و تحولی که در اثر
نجات بدست می آید در تمام مدت عمر ادامه پیدا میکند. شخص پیوسته به خدا
نزدیکتر میشود و خصائل و صفات او هم روز به روز به درجه کمال نزدیکتر
میشود ولی درجه کمال تا حیات آینده به حصول نمیپیوندد. در دنیای برتر و
والاتر است که آنچه در این دنیا آغاز گردیده کامل میشود و تحول به حد
کمال میرسد. نظر به اینکه حیات تازه از روز شروع، به خدای جاودانی
بستگی دارد و دامنه آن تا ابدیت کشیده میشود و از اینرو این حیات در
حقیقت حیاتی است جاودان و
آن بدست نمیآید مگر اینکه شخص از گناه توبه
کند و با تمامی دل و جان ایمان بیاورد که عیسی مسیح به خاطر آمرزش گناه
بشر بر روی صلیب
مرد و برای بخشش، حیات جاودان از مرگ قیام کرد و برای
شفاعت از کسانی که به او ایمان می آورند هم اکنون زنده و در دست راست
خدا نشسته است.
بنابراین، کسانی که پیش
خدا به گناهکار بودن خود اعتراف میکند و از او میخواهند که گناهنش را به
خاطر خون ریخته شده مسیح بیامرزد، نجات میابد و صاحب حیات جاودان
میگردد و خداوند روح خود را در قلب او جایگزین میگرداند تا روحا تولد
تازه یابد. عیسی مسیح این حقیقت و هدف را برای هر یک از ما بوسیله
انجیل بیان و آشکار می کند و میفرماید:
" تا شخص از نو تولد
نیابد نمی تواند پادشاهی خدا را ببیند" ( یوحنا3: 3)
هم اکنون بر ما است که
به درون و باطن خود بنگریم و خود را امتحان کنیم که آیا نجات داریم یا
نه؟ زیرا اولین تولد ما یعنی تولد جسمانی در اختیار ما نبود ولی این
تولد ثانوی یا نجات، در اثرشنیدن کلام خدا و ایمان آوردن به آن، بوسیله
روح خدا در ما بوجود می آید. موقع آنهم، هم اکنون میباشد زیرا انجیل
میفرماید:
" اینک الان روز نجات
است" ( دوم قرنتیان 6: 2)
حال اگر مایلید که
خداوند شما را نجات بخشد و روحأ از نو بیافریند در حضور او فروتن شده
چنین دعا کنید:
دعا: خداوندا تر شکر
میکنم که تو همان هستی که بودی و خواهی بود. بنابراین تو هنوز مرا دوست
داری و راه نجات برایم باز است و هر آن آماده ای مرا نجات بخشی زیرا در
کلامت فرموده ای که امروز روز نجات است. اینک در حضورت اعتراف میکنم
که گناهکارم و با قلبی توبه کار و با پشیمانی و ندامت او تو درخواست می
کنم که به خاطر عیسی مسیح که این نجات عظیم را برایم فراهم کرده است که
گناهانم را بیامرزی و مرا زندگی جدید و جاودانی عطا فرمایی و روحت را
در من ساکن گردانی تا هر آن بتوانم با قدرت تو و تنها برای خشنودی و
جلال تو زندگی نمایم. این را در نام عیسی مسیح زنده میطلبم، آمین
|