|
پرستش
حالتی است که در آن درون یا باطن ما در اثر قدوسیت و پاکی خدا بیدار و
حساس میگردد. انسان چنان شیفته و سر سپرده پرودگار میشود که همه
استعدادها و اراده او تحت کنترل خدا در میآیند. فهم و شعور او از حقایق
خداوند تعذیه و توسط کلام خدا هدایت میشود. تصورات او پاک و منزه گشته،
افکار ناشایست بکلی از او دور میشوند. انسان تحت نفوذ و عظمت و زیبایی
و قدوسیت خداوند به "هرچه راست و خوب و درست است، می اندیشد و درباره
چیزهایی که پاک و زیباست و درباره صفات خوب و پسندیده دیگران تامل می
کند و به چیزهایی که میتواند خدا را برای آنها شکر کند و بوجود آنها
خوش باشد فکر میکند (فیلیپیان4: 8)
در پرستش
دل انسان از شرارت، حسد، سوظن و طمع خالی و از محبت پر میشود. در نتیجه
انسان در حالی که مالامال از نیکویی و فروتنی و مهربانی است، به سوی
خدا و همنوعان خود متمایل میگردد.
آری در
پرستش حقیقی، درون ما بوسیله قدوسیت و پاکی خدا بیدار و حساس میشود.
ذهن ما از حقیایق کلام خدا تغذیع میکند. تصورات ما بوسیله عظمت، زیبایی
و کبریایی خدا نصفیه میگردند. در نتیجه دل ما از امیال و افکار دنیوی
خالی، و از محبت مسیح پر گشته، بدنهای خود را مانند قربانی زنده و مقدس
به او تقدیم میکنیم. آری اینست پرستش و خدمتی که مورد پسند خدا و
شایسته نام مقدس او است. ( رومیان 12: 1)
باید
توجه نماییم، مبادا گول بخوریم و پرستش را به مصداق این مصراع معروف "
پرستش بجز خدمت خلق نیست" تنها خدمتی ساده به دیگران معنی کنیم، غافل
از اینکه خود خدمت خلق میبایست نتیجه پرستش حقیقی باشد والا امری ظاهری
و اجباری خواهد بود که متاسفانه اغلب از روی ترحم و دلسوزی انجام
میگردد و البته در این صورت اجری در بر نخواهد داشت.
امید است
وقتی که در پرستش ( دسته جمعی و یا انفرادی) به حضور خدا با احترام
تمام (در ظاهر و باطن) می رویم همیشه نکات بالا را درنظر خواهیم داشت
تا مطابق کلام خدا، پرستش ما در روح و راستی انجام گیرد و مقبول درگاه
خدائی که طالب چنین پرستندگانی بگردد ( یوحنا4: 23-24( و ار او برکت
یابیم.
|