|
حتما" تا به
حال داستانهایی در مورد اکسیر جوانی و چیزهایی از قیبل این شنیده اید،
که مثلا" یک نفر به محلولی دست می یافت که می توانست با خوردن آن همیشه
جوان بماند و نمیرد، شاید این داستانها خنده دار به نظر برسند ولی اگر
عمیقا" دقت کنیم متوجه می شویم که این هم یکی از آرزوهای بزرگ انسانی
را نشان می دهد و همچنین یکی از ترسهای بزرگش را، آرزوی بزرگ برای زنده
ماندن و ترس بزرگ یعنی ترس از مرگ .
می گویند
حداقل 72 نفر تا بحال بدن خود را برای آزمایشات ویژه به انستیتو الکون
سپرده اند، در این محل بدنهای این اشخاص در نیتروژن مایع به حالت منجمد
نگهداری می شود، به امید اینکه روزی علم آنقدر پیشرفت کند که مشکل مرگ
را حل کرده و قادر باشد تا این اشخاص منجمد را دوباره به زندگی
برگردانند و این بار برای ابد. خیلی غم انگیز است که یکی از این افراد
گفته، دلیل من از اینکاراین است که من زندگی را خیلی دوست دارم، و غم
انگیزتری از آن اینکه رئیس این موسسه می گوید، ما به هیچ وجه نمی دانیم
که آیا موفق خواهیم شد یا نه.
جالب است
بدانیم که در کتابمقدس هیچ سندی در مورد اینکه عیسی مسیح در یک مراسم
کفن و دفن سخنرانی کرده وجود ندارد، در حالیکه او به جاهای زیادی رفته
و سخنرانی های متعددی داشته، کلام خدا می فرماید که: او قیامت و حیات
است و خود او سرچشمه زندگیست و تنها اوست که قادر است انسان را از
قلمرو مرگ به زندگی بیاورد. در کتامبقدس می خوانیم که شخصی به نام
ایلغاذر که یکی از دوستان مسیح بود مریض می شود و خانواده اش به عیسی
اطلاع می دهند که به نزدشان بیاید ولی تا موقعی که عیسی به آن دهکده می
رسد حدود چهار روز هم از مرگ ایلغاذر گذشته بود و دوستان و فامیل و
آشنایان مشغول گریه و عذاداری بودند، در واقع عیسی به یک مراسم سوگواری
و کفن و دفن وارد شده بود، ولی هنگامی که عیسی از آنها خواست که او را
بر سر قبر ببرند او با اقتدار ایلعاذر را صدا کرد، و ایلغاذر این مرده
چهار روزه از مردگان برخاسته و دوباره زنده شد.
وقتی خود عیسی
مسیح را به صلیب میخکوب کرده و کشتند بعد از سه روز او از مردگان
برخواسته و قیام فرمود و خبر خوش ، امروز برای همه ما این است که اگر
امید ما بر اوست و زندگی خود را به او سپرده ایم ، حتی اگر بمیریم
دوباره زنده خواهیم شد و این بار با بدنی پر شکوه، کلام خدا در این
مورد می فرماید: همه ایماندارانی که مرده اند با بدنی فنا ناپذیر زنده
خواهند شد. همانطور که یک طفل نوزاد وقتی متولد می شود، این بدان معنی
نیست که او تازه زندگی را شروع می کند بلکه همه ما می دانیم که او از
9 ماه پیش زندگی را شروع کرده، و در زمان تولد تنها شرایط و محیط
زندگیش تغییر می نماید، تا آن زمان از داخل شکم مادر تغذیه می کرد و
بعد از آن در بیرون از آن تغذیه خواهد کرد و تا آن زمان دنیایش محدود
به یک محیط بسیار کوچک می شد و الان محیطی بسیار وسیع و زیبا را می
بیند، و اگر کسی قادر بود که از طفل به هنگامی که هنوز در شکم مادرش
است سوال کند، که آیا تو به زندگی دیگری غیر از آنچه الان می بینی
ایمان داری؟ و آیا میدانی جایی که پس از این خواهی رفت آنقدر بزرگ و
زیباست که حتی قابل مقایسه با آنچه اکنون دیده و شنیده ای نیست آیا آن
طفل می توانست تصور آنرا هم بکند؟
همانطور ما
نیز اگر چه آسمان را هنور ندیده ایم و حتی نمی توانیم تصورش را هم
بکنیم ولی با ایمان میدانیم که خداوند هر آنچه به ما وعده داده عملی
خواهد ساخت . پس به همین نحو ما نیز وقتی چشمان خود را بر این دنیا
ببندیم، مانند یک طفل که بدنیا می آید ر محیطی بسیار زیبا یعنی در
آسمان د رحضور خداوند چشمان خود را خواهیم گشود، و این بار نه با
بدنهای فانی بلکه بدنهایی که هرگز مرگ بر آنها غالب نخواهد شد، و اگر
تا آن زمان تغذیه روحانی ما از طریق کلام خدا، کلیسا و دعا بود؛ بعد از
آن عیسی مسیح را روبرو خواهیم دید.
|